۲۳:۵۳:۵۸ - شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
استان اصفهان می تواند با تغییر الگوی کشت برنج در استان و استفاده از آبهای غیر متعارف برای صنعت مشکل آب مورد نیازش را کاملاً حل کند.
خوشحالی استاندار اصفهان تماما اشتباه نیست
مهدی قمشی رییس دانشکده علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز در نشستی عمومی به دعوت شاخه جوانان حزب ندای ایرانیان عنوان کرد: مصوبه جدیدی در خصوص انتقال آب کارون نداریم اما باید بدانیم منظور از خبر جدید، سد کوهرنگ ۳ است که هم قبلاً تصویب شده و هم مجوز سازمان محیط زیست را دارد و تنها […]

ghomeishi1

مهدی قمشی رییس دانشکده علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز در نشستی عمومی به دعوت شاخه جوانان حزب ندای ایرانیان عنوان کرد: مصوبه جدیدی در خصوص انتقال آب کارون نداریم اما باید بدانیم منظور از خبر جدید، سد کوهرنگ ۳ است که هم قبلاً تصویب شده و هم مجوز سازمان محیط زیست را دارد و تنها درگیر تخصیص اعتبار است که امسال پیش بینی شده و چنانچه مرحله مجلس را بگذراند اجرایی خواهد شد!
هم اکنون از طریق تونل کوهرنگ و بوسیله پمپاژ سالیانه ۵۰ میلیون متر مکعب در سال از سرشاخه کارون به زاینده رود آب انتقال می یابد و در صورت ایجاد سد کوهرنگ۳ سالیانه ۲۰۰ میلیون متر مکعب آب جدید از کارون  وارد زاینده رود خواهد شد.
باید بدانیم که به ازای هر متر مکعب آبی  که از کارون منتقل شود به همان میزان باید در خوزستان مصارفمان را کم کنیم.
طرح بهشت آباد با ظرفیت انتقال سالیانه ۵۸۰ میلیون متر مکعب حجم آب انتقالی به فلات مرکزی هنوز تصویب نهایی نشده است اما در یک نوبت وزارت نیرو آنرا تا مرحله اجرا پیش برده است.
زاینده رود آورد متوسط تاریخی سالیانه ۹۰۰ میلیون مترمکعب آب را داشته که با حجم آب انتقالی از سرشاخه های کارون (حدود یک‌میلیارد متر مکعب در سال) آورد سالیانه آن تقریبا به بیش از ۲ برابر افزایش پیدا کرده است این در حالیست که در خوزستان آورد تاریخی کارون بزرگ ۱۹ میلیارد مترمکعب بوده که این مقدار طی ۱۵ سال گذشته متوسط آن به ۱۴.۵ میلیارد متر مکعب کاهش پیدا کرده است که از این مقدار ۱۲.۵ میلیارد مترمکعب حق آبه مصوب کشاورزی است.
طی ۱۵ سال گذشته تنها ۲ سال میزان بارش در حوزه کارون بزرگ از میانگین بارش سالیانه بیشتر بوده و ۱۳ سال زیر مقدار نرمال بوده است بگونه ای که مسئولین مجبور به محدودیتهای کشت بر کشاورزان بوده اند. اشکال انتقال آب از بالادست در این است که در صورت خشکسالی، مقدار آب انتقالی تحت تاثیر قرار نمی گیرد و این استان خوزستان است که باید مرتبا به قشر آسیب‌پذیر کشاورز فشار وارد کند تا کار کشاورزی را محدود نماید.
اصفهان از ۴۵۰هزارهکتار زمین قابل کشت آبی که دارد،۲۸۰هزارهکتار آنرا به زیر کشت برده است (یعنی بیش از نصف آن را) در حالی که خوزستان با داشتن ۳ میلیون هکتار زمین قابل کشت آبی و آب و هوایی بی نظیر برای کشاورزی کمتر از ۱٫۳  میلیون هکتار (یعنی کمتر از نصف زمین های قابل کشت) زمین زیر کشت آبی دارد. که اگر آبی وجود داشته باشد به سود منافع ملی کشور است که از همه زمین های قابل کشت استان خوزستان استفاده کشاورزی شود.
استان اصفهان می تواند با تغییر الگوی کشت برنج در استان و استفاده از آبهای غیر متعارف برای صنعت مشکل آب مورد نیازش را کاملاً حل کند.
دولتها موظف اند آب شرب و بهداشت مردم را تامین کنند، مردم حق زندگی سالم و توسعه یافته را دارند اما در خصوص توسعه صنایع و کشاورزی دولت باید بر اساس آمایش سرزمینی و با تکیه بر منابع طبیعی و وضعیت جغرافیای و آب و هوایی هر منطقه اهدافی برای هر استان کشور تعیین و بر اساس آن منابع آب را مدیریت نماید.
انتقال هرمتر مکعب آب در شرایط فعلی حداقل ۲۰۰۰ تومان هزینه دارد، بهره وری خالص هر مترمکعب آب درکشاورزی (یعنی درآمد بعد از کسر هزینه نهاده ها) ۴۰۰ تومان است حال با چه توجیه اقتصادی آب را منتقل کنیم! درحالیکه آب ورودی به خوزستان از طریق کارون حتی بصورت سیلاب که از ۵ نیروگاه برقآبی میگذرد و بپای خود به خوزستان میرسد به ازای هرمترمکعب فقط در بخش برق۴۰۰ تومان درآمد خالص برای کشور در بر دارد.
استاندار اصفهان تحت فشار است و میخواهد پاسخی برای کشاورزان شرق اصفهان داشته باشد اعتراض کشاورزان شرق اصفهان بحق است زیرا آنها حقآبه تاریخی داشته اند و مسولین قبلی استان این حق آبه را به سایر نقاط استان برای مصارف کشاورزی و صنایع داده‌اند.
مالکان حقیقی آب زایند رود (حتی بدون احتساب آب منتقل شده از کارون) کشاورزان شرق اصفهان هستند استان تهران با سرانه ۳۰۰ مترمکعب در سال کمترین سرانه را در کشور دارد.  سایر استانهای کشور من جمله استان های فلات مرکزی سرانه ای بیش از ۶۰۰  مترمکعب در سال دارند. در حالی که نیاز آب سرانه هر فرد برای تامین نیاز شرب و بهداشت باضافه صنعت حدود ۱۲۰ مترمکعب در سال است. پس می بینید که مشکل کمبود آب در مناطق مختلف کشور تنها مربوط به بر آورده کردن نیاز کشاورزی است (که برای هر فرد حدود ۱۲۵۰متر مکعب است).
نمیشود یک استان بدون منابع آب کافی تنها به امید انتقال آب از حوضه های مجاور، کشاورزی و صنعت را گسترش دهد و بعد آب شرب را بهانه قرار دهد.
نباید جواب اشتباهات مدیران یک استان را مردم استانهای دیگر بدهند. از جمع حقابه کارون برای کشاورزی و آبزی‌پروری که ۱۲.۵ میلیارد مکعب است حدود۴ میلیاردمکعب صرف کشت نیشکر میشود.
شکر بعنوان یک نیاز استراتژیک و امنیت غذایی در کشور بشمار میرود که از ۲میلیون تن شکر مورد نیاز کشور،۱میلیون تن از طریق طرحهای نیشکر در خوزستان و ۷۰۰ هزار تن نیز از طریق کشت چغندر قند در کل کسور تامین میشود.
مقدار شکری که خوزستان در هرکیلوگرم چغندر قند تولید میکند از متوسط جهانی بالاتر است و از نظر بهره‌وری نیزنسبت به سایر محصولات شرایط مساعدتری دارد.
تراکم کشت در زمینهای کشاورزی استان خوزستان ۱٫۷ در سال است یعنی زمین ها تقریبا سالی دو بار کشت می شوند. این قابلیتی است که در استانهای دیگر وجود ندارد.
کشت نیشکر یک کشت متمرکز و مکانیزه است که در آن تمام مراحل کشت کنترل شده است و نیروی کار قابل توجهی را مدیریت می نماید، در حال حاضر حدود ۵۰ هزارنفر نیروی کار بصورت مستقیم و غیرمستقیم در طرحهای توسعه نیشکر خوزستان مشغول بکار هستند.
ای‌سی آب خروجی سد گتوند با کاهش انحلال نمک از حدود  ۶ تا۷میلیون  تن در سال (در سال اول بهره برداری) اکنون به ۱ میلیون تن درسال کاهش یافته، و شوری آب خروجی از سد در دو سال ۹۶ و ۹۷ به سطح مطلوبی رسیده و به ای سی قبل احداث سد رسیده است. تنها نگرانی در سد گتوند حجم آب شور ذخیره شده در لایه های پایین مخزن است که امیداوریم برای آن فکری اندیشیده شود.
طبق شاخص فالکن مارک که شاخصی برای سنجش بحران آب در کشورهای مختلف جهان است، اگر سرانه آب هر فرد در یک کشور از  ۱۷۰۰ مترمکعب کاهش یابد آن کشور با تنش آبی مواجه است، ایران با سرانه ۱۲۵۰ متر مکعب به ازای هر نفر از نظر این شاخص دچار تنش آبی است‌ اما نباید عزا گرفت بلکه کافیست تنها نیازمان به محصولات آب‌بر را کم کنیم و با محدود کردن کشاورزی به کشت محصولات استراتژیک بسوی صنعتی شدن پیش برویم.
شیرین کردن آب شور دریا برای مصارف کشاورزی توجیه اقتصادی ندارد. ما در حال حاضر با مدیریت صحیح آب های شیرین قابل استحصال می توانیم مشکل کشور را مرتفع نماییم. ما می توانیم اکثر نیاز صنعت را از طریق آبهای بازیافتی پساب ها و آبهای غیر متعارف تامین کنیم، امّا اگر نمی توانیم آب مصرفی را مدیریت کنیم گزینه منطقی استفاده از آبهای غیر متعارف مثل آب دریا است که هم اکنون کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از آن استفاده بسیار می کنند و ما هم می توانیم در دستور کار قرار دهیم.
سیستم لوله کشی شهری بعلت افت بیش از حد آب و به روز نبودن سیستمها عامل هدر رفت حدود ۱۵۰ لیتر در روز به ازای هر فرد در کشور است نرخ بهره‌وری آب در کشور ما به ازای هرمترمکعب آب در کشاورزی ۰٫۲ دلار و در صنعت ۲۵ دلار است. این بهره وری در بخش کشاورزی حدود یک پنجم جهانی است ولی در بخش صنعت از متوسط جهانی بالاتر است. لذا بهره وری آب در کشاورزی منطقی نیست و باید بشدت ارتقاء یابد

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن:

css.php