۱۶:۳۴:۲۴ - جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
گزیده۴۹کتاب این سه زن
در نامه دوم تیمورتاش نکته جالبی فاش می شود، مربوط به چند شب پیش از گرفتاری او که تا نیمه شب در دربار مشغول کار بوده که ناگهان شاه را بالا سر خود می بیند. رضا شاه می کوشد تا او را امیدوار کند که تحت تاثیر بدخواهان قرار نخواهد گرفت و او را همچنان […]

در نامه دوم تیمورتاش نکته جالبی فاش می شود، مربوط به چند شب پیش از گرفتاری او که تا نیمه شب در دربار مشغول کار بوده که ناگهان شاه را بالا سر خود می بیند. رضا شاه می کوشد تا او را امیدوار کند که تحت تاثیر بدخواهان قرار نخواهد گرفت و او را همچنان عزیز خواهد داشت. تیمورتاش از اشکی می نویسد که تمساح وار بر چشمهایش ظاهر می شود و در پایان این دیدار به تیمورتاش که از خود در مقابل شایعات و دسیسه ها دفاع کرده می گوید: «تیمورجان. دستت را به من بده که می خواهم بار دیگر عهد دیرین را تجدید کنم. همیشه به خاطر داشته باش که من نسبت‌ به تو بدی نکرده و نخواهم کرد تو نیز نسبت به من و خانواده ام هرگز بد نکن». در پایان این نامه تاریخ نهاده ۱۸ دسامبر ۱۹۳۲ (۲۷ آذر ۱۳۱۱)، هشت ماه پیش از آن روز که پزشک احمدی در زندان قصر بر سینه تیمورتاش نشست.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن:

css.php